«بی عاطفه» و تلاش برای خلق ملودرامی جذاب
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلم نت نیوز، ملودرام یکی از مطمئنترین و امتحان پسدادهترین ژانرها در تولید سریالهای داخلی به حساب می آیند، به ویژه هنگامی که عشق نیز به عنوان تم اصلی با آن تلفیق شده است و چارچوب فیلمنامه را شکل بدهند. «بی عاطفه» ساخته کمال تبریزی که به تازگی قسمت نخست آن از طریق پلتفرم فیلم نت در اختیار مخاطبان قرار گرفته، یکی از همین دسته ملودرامها است که از قالبی آشنا برای مخاطب در جهت روایت قصه خود بهره گرفته است.
۲ برادر و یک اختلاف کهنه!
«بی عاطفه» با یک فلاشبک آغاز میشود و تماشاگران خود را به نیمه دهه شصت و محلهای قدیمی میبرد؛ جایی که دختربچهای سوار بر چرخ و فلک دستی شاهد خودسوزی مادرش بوده است و نویسنده فیلمنامه از آن به عنوان یک کاشت اطلاعات استفاده میکند. سپس قصه حدود چهل سال جلوتر میرود و با تمرکز روی عاطفه به عنوان قهرمان داستان کلید میخورد. رابطه او با علی که پسرعمویش هم محسوب میشود، درام را شکل میدهد و نقطه فوکوس آن به حساب میآید.
امیرعباس پیام به عنوان نویسنده فیلمنامه برای آن که تنش بیشتری به این رابطه عاشقانه ببخشد، داستانک مربوط به پدران این ۲ و اختلاف کهنه میانشان را خلق کرده است. ایده آشنا و امتحان پسدادهای که روی رابطه فوق سایه انداخته است و مخاطب را در بیم و امید نسبت به فرجام کار نگه میدارد.

عاطفه و سورپرایز تولد سی سالگی!
معرفی شخصیتها و روابط میان آنها به شکلی که حوصله مخاطب هم سر نرود، نخستین چالش سریالهایی از این جنس در قسمت نخست است که «بی عاطفه» از این چالش سربلند بیرون میآید. علی، دخترعموی خود را پس از سالها در اینستاگرام پیدا میکند و رابطهای میان این ۲ شکل میگیرد در حالی که پدرانشان کامران و بهرام از اختلافی کهنه که بخش مهمی از آن به ملکی موروثی بازمیگردد، رنج میبرند؛ همان ایده آشنای تقابل عشق و نفرت که جانمایه فیلمنامه سریال بوده و موتور حرکت آن به حساب میآید.
علی و عاطفه هم تیپ جوانهای امروزی هستند که موانع مختلفی بر سراهشان قرار دارد که مهمترین به آن اقتصاد و فاصله عمیق طبقاتی این ۲ برمیگردد. نقطه عطف اول هم جایی شکل میگیرد که علی برای سرپرایز کردن عاطفه بابت تولد سی سالگیاش نقشه پیچیدهای را به کمک دوستان خود کشیده است و رودست خوبی هم به مخاطبان خود میزنند. حضور زنی ناشناس بیرون کافه محل تولد و نیز دختر جوان داخل کافه، منحنی تنش فیلمنامه را بالا نگه داشته است و گرهای را ایجاد میکند که میتواند در قسمتهای بعدی به کار بیاید.
کامران: یک شخصیت خاکستری جذاب
معرفی کامران به عنوان یکی از شخصیتهای اصلی سر میز پوکر، جذاب از کار درآمده است و مقتدر بودنش را به رخ تماشاگر میکشد. برخورد سرد او با دخترش، عاطفه که مهمانی شب تولد خود را ناخواسته خراب کرده است، پازل کامران را کاملتر میکند و نوید شخصیتی چند وجهی و در عین حال خاکستری را میدهد که در سکانس پایانی قسمت نخست به اوج میرسد. در نقطه مقابل، بهرام مردی از طبقه کارگر و سنتی است که با وجود کهولت سن همچنان در کارگاه خود مشغول به کار است. در کنار اینها، شخصیتهای فرعی نسبتا زیادی هم حضور دارند که اغلب تیپیک بوده است و باید دید که در قسمتهای آتی چه وضعیتی پیدا میکنند.
تبریزی، کارگردانی با کارنامهای متنوع
کمال تبریزی از آن دسته کارگردانهایی است که خود را به یک ژانر خاص محدود نکرده است و تنوع زیادی در کارنامه کاریاش به چشم میخورد، از کمدی و جنگی گرفته تا ملودرام.
او که تجربه ساخت سریال کمدی برای پلتفرم را دارد، در «بی عاطفه» تلاش زیادی برای خلق ملودرامی با بهرهگیری تمام و کمال از مولفههای آن به خرج داده است. با قصهای متکی بر روابط ۲ خانواده و رازهای گذشتهشان که به نسل بعدی پیوند خورده است. تبریزی در دکوپاژ فیلمنامه، تلاش کرده است تا از قاب کوچک سریالی فراتر برود و به قابهای سینمایی نزدیک شود.
برای نمونه هم میتوان به سکانس پرتنش داخل کافه پیش از سورپرایز عاطفه اشاره کرد. او در گروه بازیگران سریال خود، ترکیبی از سه نسل از بازیگران سینمای ایران را کنار یکدیگر قرار داده است، از رضا کیانیان که سابقه همکاری طولانی با تبریزی داشته است تا جوانهایی همچون مهتاب ثروتی و دانیال خیریخواه که سابقه تئاتریشان بر سایر مدیومها برتری دارد؛ ترکیب به نظر برندهای که میتواند در پیشبرد بهتر قصه نقش داشته باشد و نگاه مخاطبان را معطوف خود کند، به ویژه کیانیان که پس از دوره نسبتا طولانی کمکاری با نقشی جذاب بازگشته است و میتواند لحظات درخشانی را خلق کند.
ثروتی هم پس از حضوری درخشان در نمایش «خرچنگ» در تابستان امسال، نقش اول سریال «بی عاطفه» را ایفا کرده است که میتواند سکوی پرتاب مناسبی برایش در سریالهای پلتفرمی باشد.
محمد جلیلوند



