«روز افشاگری» درباره حقیقت است نه موجودات فضایی/ هنوز دنبال روزنه امیدم!
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلمنتنیوز، استیون اسپیلبرگ کارگردان فیلم «روز افشاگری» یکی از معدود کارگردانانی است که طی بیش از پنج دهه، بارها مسیر سینمای جریان اصلی هالیوود را تغییر داده و استانداردهای تازهای برای روایت، سرگرمی و تکنیک تعریف کرده است. از «آروارهها» (Jaws) که مفهوم بلاکباستر تابستانی را متحول کرد تا «برخورد نزدیک از نوع سوم» (Close Encounters of the Third Kind) و «ای.تی. موجود فرازمینی» (E.T. the Extra-Terrestrial) که نگاه تازهای به ژانر علمیتخیلی بخشیدند، از «ایندیانا جونز: مهاجمان صندوق گمشده» (Raiders of the Lost Ark) و «پارک ژوراسیک» (Jurassic Park) که مرزهای سینمای ماجراجویی را جابهجا کردند تا آثاری چون «فهرست شیندلر» (Schindler’s List)، «نجات سرباز رایان» (Saving Private Ryan) و «لینکلن» (Lincoln) که وجه انسانی و تاریخی سینمای او را به نمایش گذاشتند، اسپیلبرگ همواره نشان داده است که میتواند میان سینمای عامهپسند و آثار جدی و اندیشمندانه تعادل برقرار کند.
مستند «استیون اسپیلبرگ اعجوبه هالیوود» را با زیرنویس فارسی در فیلمنت ببینید
با این حال، در میان همه جهانهایی که خلق کرده است، شاید هیچ قلمرویی به اندازه ناشناختهها، آینده و حیات فرازمینی با نام او گره نخورده باشد. یکی از مهمترین دغدغههای سینمایی اسپیلبرگ از همان سالهای نخست فعالیت، کنجکاوی نسبت به موجودات فضایی بود؛ دغدغهای که هم در قالب اثری سرشار از شگفتی و امید مانند «ای.تی.» نمود پیدا کرد و هم در هیات روایتی رازآلود چون «برخورد نزدیک از نوع سوم»؛ البته که نگاه تیرهتر و آخرالزمانی او در «جنگ دنیاها» (War of the Worlds) را نیز نمیتوان نادیده گرفت. حتی پروژهای مانند «هوش مصنوعی» (A.I. Artificial Intelligence) نیز نشان میدهد که برای اسپیلبرگ، فناوری و موجودات ناشناخته هیچگاه هدف نبودهاند، بلکه ابزاری برای طرح پرسشهایی درباره انسان، ترس، ایمان، خانواده و آینده به شمار میرفتهاند.

اکنون، اسپیلبرگ با «روز افشاگری» (Disclosure Day) بار دیگر به همان جهان بازگشته است؛ فیلمی که خودش آن را نه درباره موجودات فضایی، بلکه درباره حقیقت میداند؛ حقیقتی که اگر روزی آشکار شود، نهتنها علم، بلکه سیاست، جامعه، خانوادهها و در نهایت تکتک انسانها را وادار میکند نگاه تازهای به جایگاه خود در جهان داشته باشند. اسپیلبرگ همزمان با اکران «روز افشاگری» در گفتوگو با سردبیری راتن تومیتوز درباره این فیلم و موضوعهای مختلف آن صحبت کرده است که ترجمه آن را با هم میخوانیم.
* بعد از نزدیک به پنجاه سال، چرا دوباره به سراغ داستانی درباره موجودات فرازمینی رفتید؟ آیا نگاهتان نسبت به دوران ساخت «برخورد نزدیک از نوع سوم» تغییر کرده است؟
– علاقه من به این موضوع هیچوقت از بین نرفت. از کودکی همیشه این سوال در ذهنم بود که آیا ما در جهان تنها هستیم یا نه و همین کنجکاوی بعدها در فیلمهایی مثل «برخورد نزدیک از نوع سوم» و «ای.تی.» خودش را نشان داد. وقتی «برخورد نزدیک از نوع سوم» را ساختم، بیشتر با حس کنجکاوی و امید به این موضوع نگاه میکردم. آن زمان اطلاعات و بحثهای علمی امروز وجود نداشت و طبیعتا نگاه من هم متفاوت بود. حالا بعد از نزدیک به پنجاه سال، هنوز ادعا نمیکنم پاسخ همه سوالها را میدانم، اما بیش از گذشته باور دارم که جهان بسیار بزرگتر از آن چیزی است که ما تصور میکنیم و هنوز پدیدههای زیادی وجود دارند که توضیح روشنی برای آنها نداریم.
«روز افشاگری» حاصل همین تغییر نگاه است. این فیلم قرار نیست چیزی را ثابت کند، بلکه مخاطب را دعوت میکند دوباره درباره جایگاه انسان در جهان و ناشناختههایی فکر کند که هنوز با آنها روبهرو نشدهایم.
* «روز افشاگری» دقیقا درباره چیست؟ چرا میگویید این فیلم را نباید صرفا یک اثر علمیتخیلی دانست؟
– عنوان فیلم ممکن است این تصور را ایجاد کند که همه چیز درباره موجودات فرازمینی است، اما برای من موضوع اصلی حقیقت است. سوال فیلم این نیست که آیا آنها وجود دارند یا نه؛ سوال این است که اگر روزی حقیقتی غیرقابل انکار پیش روی همه انسانها قرار بگیرد، هر کدام از ما، دولتها، خانوادهها و کل جامعه چگونه با آن روبهرو خواهیم شد. به همین دلیل همیشه گفتهام اگر عناصر علمیتخیلی را از فیلم حذف کنید، هنوز داستانی درباره انسان باقی میماند. سفینهها، جلوههای ویژه و هر چیز دیگری فقط ابزار روایت هستند و آنچه برای من اهمیت دارد، واکنش شخصیتها و احساساتی است که مخاطب همراه آنها تجربه میکند. «روز افشاگری» از آن دسته فیلمهایی است که قبل از تماشا هرچه کمتر درباره آن بدانید، تجربه کاملتر و تاثیرگذارتری خواهید داشت.

«روز افشاگری» را با دوبله اختصاصی در فیلمنت ببینید
* آیا «روز افشاگری» را میتوان ادامهای معنوی بر «برخورد نزدیک از نوع سوم» دانست؟ فکر میکنید جهان امروز برای چنین داستانی بیش از دهه هفتاد آماده است؟
– از نظر داستانی هیچ ارتباط مستقیمی میان این دو فیلم وجود ندارد، اما طبیعی است که دغدغههای مشترکی در آنها دیده شود. هر دو درباره کنجکاوی انسان نسبت به ناشناختهها هستند، اما این فیلم از نگاه کسی ساخته شده که پنجاه سال تجربه زندگی و فیلمسازی بیشتر دارد.
در عین حال، فکر میکنم مخاطب امروز هم آمادگی بیشتری برای چنین داستانی دارد. اطلاعات بسیار بیشتری در دسترس است. مردم سوالهای بیشتری درباره جهان اطرافشان میپرسند و راحتتر با ایدههایی روبهرو میشوند که شاید چند دهه قبل صرفا خیالپردازی به نظر میرسید.
* همکاری دوباره با دیوید کپ و انتخاب بازیگران چگونه پیش رفت؟
– دیوید یکی از همکارانی است که بیشترین اعتماد را به او دارم. فیلمنامه بارها بازنویسی شد و گاهی هفتهها فقط روی یک صحنه یا حتی لحن یک گفتوگو کار میکردیم تا مطمئن شویم همهچیز دقیقا همان چیزی است که میخواهیم.
در انتخاب بازیگران هم بیش از هر چیز به باورپذیری فکر میکردم. اگر مخاطب شخصیتها را واقعی نداند، هیچکدام از اتفاقهای غیرعادی فیلم تاثیر لازم را نخواهد داشت. کولمن دومینگو از همان ابتدا یکی از انتخابهایی بود که کاملا به آن اطمینان داشتم، چون میتواند بدون اغراق به شخصیتهایش واقعیت و اعتبار بدهد. مارگارت که نقشش را امیلی بلانت بازی میکند، زنی است که اتفاقهای عجیب و غیرقابل توضیحی برایش رخ میدهد، اما به جای فرار کردن از آنها، تصمیم میگیرد با این ناشناختهها روبهرو شود و بپذیرد که شاید همه پاسخها را نداند. این صلابت در چهره امیلی وجود دارد و نقش او را باورپذیر میکند.

* چه چیزی در همکاری با این گروه از بازیگران خاص بود؟
– من بهعنوان کارگردان، این فرصت را دارم بازیگری را انتخاب کنم که طرفدارش باشم. یکی از دلیلهایی که این گروه را انتخاب کردم، این بود که از قبل کارشان را میشناختم. همکاری با این گروه، کمترین انرژی را از من برد. حتی هنگام ساخت صحنههای جدی، پشت دوربین مدام کنار هم میخندیدیم و واقعا از همراهی با یکدیگر لذت میبردیم.
* فناوری امروز چه تاثیری بر شیوه فیلمسازی شما گذاشته است؟ آیا هنوز هم معتقدید فنآوری کمتر، بهتر است؟
– فناوری امروز امکانات شگفتانگیزی در اختیار فیلمسازان قرار داده است، اما هنوز هم اعتقاد دارم فناوری نباید جای داستان را بگیرد. اگر شخصیتها و احساسات درست شکل نگرفته باشند، بهترین جلوههای ویژه هم نمیتواند فیلم را نجات دهد.
هنوز هم باور دارم که گاهی نشان ندادن یک تصویر، تاثیر بیشتری از نشان دادن آن دارد. تخیل تماشاگر قدرتمندترین جلوه ویژهای است که سینما در اختیار دارد و هیچ فناوریای نمیتواند جای آن را بگیرد.

* در نهایت دوست دارید مخاطب بعد از تماشای «روز افشاگری» با چه احساسی سالن سینما را ترک کند؟ همچنان دوست دارید امیدوار باشد؟
– اگر امید را از فیلمهایم حذف کنم، دیگر دلیلی برای ادامه فیلمسازی نخواهم داشت. حتی وقتی درباره ترس، جنگ یا ناشناختهها حرف میزنم، در نهایت به دنبال روزنهای از امید هستم. «روز افشاگری» هم درباره ترس از حقیقت نیست، بلکه درباره شجاعت روبهرو شدن با حقیقت است. حقیقت ممکن است ما را بترساند، اما نادیده گرفتن آن همیشه خطرناکتر است.
بعد از این همه سال هنوز همان هیجان روز اول را برای فیلم ساختن دارم و امیدوارم تماشاگر بعد از پایان فیلم، فقط به آسمان نگاه نکند، بلکه به خودش هم فکر کند. برای من این فیلم بیش از آنکه درباره موجودات ناشناخته باشد، درباره خود انسان است؛ اینکه حقیقت چگونه میتواند ما را تغییر دهد و در نهایت ما را به یکدیگر نزدیکتر کند.
جهانگیر شاهولد
بیشتر بخوانید
«روز افشاگری»؛ بار دیگر اسپیلبرگ و حیات فرازمینی
فرانسه دوباره عاشق اسپیلبرگ شد/ «روز افشاگری» میان تحسین و جنجال




