سریال «استخوان سوز»؛ از تنشهای خانوادگی تا دغدغههای اجتماعی
به گزارش فیلمنت نیوز، سریال «استخوان سوز» تازهترین اثر مجید اسماعیلی در جایگاه نویسنده و کارگردان و البته بازیگر است که بهتازگی قسمت نخست آن از فیلمنت پخش شده است. با توجه به آنچه در آغاز سریال میبینیم، داستان درگیر دغدغههای خانوادگی و اجتماعی است؛ موضوعهایی که از دل زندگی شخصیتها شکل میگیرند و زمینه را برای ادامه روایت فراهم میکنند.
یکی از ویژگیهای مهم این سریال آن است که کارگردان تلاش نمیکند برداشت خود از رویدادها را به مخاطب دیکته کند، بلکه با نمایش موقعیتها و رفتار شخصیتها، فرصت قضاوت را به بیننده میسپارد.
شخصیت اصلی سریال «استخوان سوز» چه کسی است؟

«استخوان سوز» در قسمت نخست، برخلاف برخی سریالها که روایت خود را با ریتمی کند پیش میبرند، از همان ابتدا به سراغ معرفی چندین شخصیت میرود. شمار شخصیتها و گستردگی فضای داستانی ایجاب میکند که روایت در زمان محدودی اطلاعات لازم را در اختیار مخاطب بگذارد.
سریال با نمایی از زندگی شخصیت معلم آغاز میشود و سپس ما را با دیگر افراد خانواده آشنا میکند. اگرچه دوربین بیشتر بر شخصیت معلم تمرکز دارد، دیگر شخصیتها نیز در شکلگیری فضای داستان نقش دارند و هر کدام بخشی از جهان سریال را میسازند. در چنین روایتی، معرفی شخصیتها تنها به شناخت نام و جایگاه آنها محدود نمیشود؛ رفتارها، رابطهها و حضورشان در موقعیتهای گوناگون نیز به مخاطب کمک میکند تا بهتدریج با فضای داستان آشنا شود.
البته در قسمت نخست هنوز نمیتوان درباره جایگاه نهایی هر شخصیت در روند داستان داوری کرد. آنچه اهمیت دارد، چگونگی چیدن این شخصیتها در کنار یکدیگر و فراهم کردن زمینه برای گسترش روایت در بخشهای بعدی است. به نظر میرسد این آشنایی نخستین، مقدمهای برای نمایش لایههای پنهانتر داستان و رابطههای میان شخصیتها باشد.
دوربین در خدمت حالوهوای داستان
یکی از نکتههای درخور توجه در قسمت نخست، جایگاه دوربین و شیوه حرکت آن است. حرکت دوربین در هر صحنه باید با حالوهوای همان بخش هماهنگ باشد؛ زیرا دوربین تنها ابزار ثبت رویدادها نیست و میتواند در شکل دادن به حس مخاطب نیز نقش داشته باشد.
در «استخوان سوز»، حرکت دوربین در بسیاری از لحظهها با فضای صحنه هماهنگ به نظر میرسد. دوربین بیدلیل حرکت نمیکند و شتاب نمیگیرد، بلکه تلاش دارد با حالوهوای هر موقعیت همراه شود. همین هماهنگی میان حرکت دوربین و فضای داستان باعث میشود مخاطب بتواند ضرباهنگ هر صحنه را بهتر دریافت کند.
استخوان سوز دوشنبه ها در فیلم نت
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم در یک داستان خانوادگی و اجتماعی، بخش مهمی از معنا از دل رفتارهای روزمره و رابطه میان شخصیتها شکل میگیرد. در چنین فضایی، حرکت بیدلیل دوربین میتواند توجه مخاطب را از خود رویدادها دور کند؛ در حالی که دوربین سنجیده، بدون آنکه خود را به رخ بکشد، به دریافت بهتر موقعیتها کمک میکند.
نقش پالت رنگ در زیباییشناسی تصویر

وقتی درباره داشتن حالوهوای سینمایی در یک سریال صحبت میکنیم، تنها با کیفیت تصویربرداری روبهرو نیستیم؛ ترکیب رنگها، نور، قاببندی و هماهنگی میان این عناصر نیز در شکلگیری چنین برداشتی نقش دارند. یکی از نکتههای درخور توجه در قسمت نخست «استخوان سوز»، تفاوت پالت رنگ در فضاهای گوناگون است؛ تفاوتی که میتواند در ساخت حالوهوا و جدا کردن موقعیتها از یکدیگر کارکرد داشته باشد.
رنگهای گرم در فضای خانه، در برابر رنگهای سرد و خاکستری در سالن ملاقات زندان، تضادی دیداری پدید میآورند. این تفاوت تنها به زیبایی تصویر محدود نمیشود، بلکه میتواند در دریافت مخاطب از فضای هر مکان نیز نقش داشته باشد. خانه با رنگهای گرم، حسی متفاوت از فضای سرد و بسته سالن ملاقات ایجاد میکند و همین جدایی دیداری به مخاطب کمک میکند تا تفاوت حالوهوای این دو فضا را بهتر درک کند.
شروعی برای شناخت جهان سریال

قسمت نخست «استخوان سوز» بیش از آنکه بخواهد همه گرههای داستان را روشن کند، زمینه آشنایی با شخصیتها و فضای کلی روایت را فراهم میکند. ریتم معرفی شخصیتها، جایگاه دوربین و تفاوت رنگها در فضاهای گوناگون، هر کدام بخشی از شیوه روایت سریال را شکل میدهند.
نکته مهم این است که سریال در آغاز کار، همه معنا را به مخاطب تحمیل نمیکند و بخشی از قضاوت را به او میسپارد. این رویکرد میتواند زمینهای برای همراهی بیشتر بیننده با داستان باشد؛ زیرا مخاطب به جای دریافت پاسخهای آماده، فرصت پیدا میکند رفتار شخصیتها و رابطه میان آنها را بسنجد. باید دید در قسمتهای بعدی، این زمینهچینی چگونه گسترش پیدا میکند و شخصیتها تا چه اندازه میتوانند لایههای تازهای از جهان «استخوان سوز» را آشکار کنند.
پوریا ملکی




