سینمای ایران، بازیگر و چالش بزرگِ بدن!
به گزارش فیلمنت نیوز، در متدهای گوناگون بازیگری از مکتب استانیسلاوسکی و برشت تا متد اکت، بازیگران برای رسیدن به نقش و جان بخشیدن به آن نقشههای مختلفی در اختیار دارند؛ برخی روی فاصلهگذاری بین نقش و بازیگر انگشت گذاشته، برخی دیگر صرفا روی تکنیک متمرکز شدهاند و بعضی دیگر به تلفیق حس و تکنیک اعتقاد دارند.
گروهی از بازیگران مطرح سینمای جهان به ویژه از دهه هفتاد میلادی به این سو که از دل آموزههای لی استراسبرگ و استلا آدلر بیرون آمدهاند، به استقبال چالشهای فیزیکی رفته و در این مسیر دست به تجربههای ترسناکی زدهاند برای مثال میتوان به چاقی مفرط رابرت دنیرو در سکانسهای کوتاهی از فیلم «گاو خشمگین» ساخته مارتین اسکورسیزی اشاره کرد که در نقطه مقابل آن، سکانسهای جوانی جیک لاموتا بوکسور میان وزن و بدن ورزیده دنیرو قرار میگیرند.
همینطور حضور دنیل دیلوییس در فیلم «پای چپ من» به کارگردانی جیم شریدان و در نقش مردی جوان با شکلی خاص از معلولیت که حتی تا ترک برداشتن دندههایش هم پیش رفت! هیث لجر نیز در نقش جوکر در فیلم «شوالیه تاریکی» ساخته کریستوفر نولان، پا را از این هم فراتر گذاشته و به دلیل مصرف دوز بالای قرصهای مسکن و ضداضطراب مدتی پس از اتمام فیلمبرداری جان خود را از دست داد!
از این دست نمونهها در سینمای ایران نیز یافت میشود که البته فاصله زیادی با نمونههای مشابه جهانی خود دارد. حال به این بهانه، نگاهی کوتاه به نمونههایی از این دست در سینمای ایران میاندازیم.
۱. گوهر خیراندیش و اشتیاق برای چالشهای سخت بازیگری
بازیگران زن عموما برای حضور در نقشهایی که شکلی از ریختافتادگی را با خود دارند، اشتیاق چندانی از خود نشان نمیدهند و خیراندیش از این نظر استثنا به حساب میآید.
«بانو» ساخته داریوش مهرجویی یکی از شاخصترین و سختترین آنها به حساب میآید که هم گریم سنگینی داشته و هم جسم او را به چالش کشیده و آسیبهای ریز و درشتی به جسم این بازیگر توانا وارد کرده است. سکانس دعوای او و فردوس کاویانی آن هم در برف و سرما که فوقالعاده هم از کاردرآمده، آسیب جدی به کلیههای خیراندیش وارد کرده و به بستری شدناش پس از پایان فیلمبرداری منتهی شد. همچنین در سالهای بعد، اتفاقهای دیگری برای او به هنگام فیلمبرداری رخ داد که کلکسیونی از آسیبهای جسمی را برایش به همراه آورد!

«بانو» را رایگان در فیلم نت ببینید
۲. فاطمه معتمدآریا و یک ننه گیلانه درخشان
یکی دیگر از بازیگرانی که در سینمای گلخانهای دهه شصت کارش را آغاز کرده است و در اوایل دهه هفتاد به اوج شکوفایی رسید و در آثار رخشان بنی اعتماد درخشان ظاهر شد، فاطمه معتمدآریا است.
معتمدآریا در نیمه نخست دهه هشتاد و در حالی که فاصله سنی زیادی با شخصیت گیلانه در فیلمی به همین نام از رخشان بنی اعتماد داشت، به شکل حیرتانگیزی خود را با نقش درآمیخته و باورپذیری آن را به بالاترین سطح رساند؛ آن هم با تکیه بر زبان بدن که طیف وسیعی از میمیک چهره، خمشدگی بدن و شکل راه رفتن را شامل میشد.
او رنج کشیدگی مادری روستایی که پسر جانباز جنگیاش را سالها به دندان کشیده است، باورپذیر کرد و در این مسیر به تبعیت از شاهنقشهایی از این دست در سینمای جهان، جسم خود را به چالش کشید.

«گیلانه» را رایگان در فیلم نت ببینید
۳. رضا کیانیان و دکتر سپیدبخت سنگین وزن!
یکی از معدود بازیگران سینمای ایران که به فاصلهگذاری بین خود و نقش اعتقاد داشته و میتوان رد آن را در تمامی فیلمهایش مشاهده کرد، رضا کیانیان است. او که از مکتب مهیر هولد بیرون آمده و بیشتر تجربههای تئاتریاش نیز با دکتر رفیعی بوده است، در فیلم سینمایی «خانهای روی آب» به کارگردانی بهمن فرمان آرا در نقش جراح ثروتمند، عیاش و بیاعتنا به اخلاق که رابطه خصمانهای هم با پدر پیر خود دارد به تاسی از بازیگرانی همچون رابرت دنیرو و دنیل دیلوییس، بیست کیلو وزن اضافه کرد تا به نقش برسد.
کیانیان از این اضافه وزن به شکل درستی برای درآوردن نقش بهره گرفت و کندی ظریفی را به اکت خود اضافه کرد برای مثال میتوان به نحوه کفش پوشیدنش در یکی از سکانسهای ابتدایی فیلم اشاره کرد.

فیلم «صدسال به این سال ها» بازی رضا کیانیان در سینما آنلاین فیلمنت
۴. نوید محمدزاده، «شب، داخلی، دیوار» و کاهش شدید وزن
یکی از درخشانترین نقشهای کارنامه بازیگری نوید محمدزاده که میتوانست جوایز داخلی زیادی هم برایش به ارمغان بیاورد و قطعا روی پرده نقرهای درخشانتر هم به چشم میآمد حضور او در فیلم «شب، داخلی، دیوار» ساخته وحید جلیلوند است که به دلیل توقیف امکان اکران پیدا نکرد و درنهایت سر از بازار قاچاق درآورد.
نخستین چالش او در خلق شخصیت علی در ساخته سینمایی وحید جلیلوند، نابینایی اوست؛ کاری که آل پاچینو در «بوی خوش زن» در حد کمال انجام داده است. حال باید به این نابینایی، لاغری مفرط شخصیت که به ظاهر در خانهای کوچک زندگی میکند، اضافه کرد. محمدزاده برای ترسیم چالش نخست، از آموزههای تئاتری بهره گرفته و مشاهده و تمرین فراوان را در دستور کار خود قرار داده است که حاصل کار نیز درخشان از آب درآمده است.

در چالش بعدی به متد اکت متوسل شده و با کاهش وزن شدید تا جایی که تماشاگر میتواند تعداد دندههای بازیگر را بشمرد، شخصیت علی را باورپذیر کرده است؛ چیزی شبیه به تجربه هولناک کریستین بیل در فیلم سینمایی «ماشینیست» که جایی گوشه ذهن علاقمندان سینما قرار گرفته است.
محمد جلیلوند




