چرا «جیغ» تکراری نمی‌شود؟

همه چیز درباره سری فیلم های «جیغ»/ مرگ در می‌زند

- 11 دقیقه مطالعه

در فیلم‌نت نیوز بخوانید

قسمت هفتم از مجموعه سینمایی ترسناک «جیغ»، به کارگردانی کوین ویلیامسون، روایت تازه‌ای از بازگشت قاتل مرموز را به سینما آورده است؛ قاتلی که با ماسکی برآمده از نقاشی معروف جیغ، اثر ادوارد مونک، به شمایلی شناخته‌شده در سینمای وحشت تبدیل شده است.

به گزارش فیلم نت نیوز، در‌ میان تمام ژانرهای محبوب سینما، ژانر وحشت همواره طرفداران وفادار خود را داشته است. سینمای ترسناک نیز مانند هرگونه‌ اثر دیگر، زیرشاخه‌های متعددی دارد که هر کدام چارچوب‌های خاص خود را دنبال می‌کنند. امروزه با پیشرفت تکنولوژی و جلوه‌های ویژه صوتی و تصویری، ساخت یک اثر ترسناک به چالشی بزرگ تبدیل شده است؛ اثری که باید علاوه بر خلق لحظات هولناک، از نظر فنی و حرفه‌ای نیز حرفی برای گفتن داشته باشد تا بتواند در میان نمونه‌های موفق، جایگاه خود را حفظ کند. در‌ این میان، زیرژانر اسلشر با تمرکز بر داستان‌های جنایی و قاتلان روانی، همواره تلاش کرده است تا با خلاقیت در شیوه‌ کشتار و ابزارهای متفاوت، تجربه‌ای هولناک و ماندگار را برای مخاطب رقم بزند.

از آغاز تا امروز: میراث ماندگار جیغ

مجموعه فیلم‌های «جیغ» (Scream)، یکی از معدود فرانچایزهای اسلشر است که توانست از همان قسمت نخست در میانه دهه ۹۰ میلادی، موجی از مخاطبان را باخود همراه کند. این فیلم‌ها با بودجه‌ای اندک در گیشه به‌ موفقیت‌های عظیمی دست یافتند. وس کریون، خالق افسانه‌ای «کابوس در خیابان الم» (A Nightmare on Elm Street)، نخستین قسمت «جیغ» را در سال ۱۹۹۶ ساخت؛ اثری که هنوز هم یکی از بهترین و استانداردترین نمونه‌های این مجموعه محسوب می‌شود.

داستان این مجموعه حول محور گروهی از دانش‌آموزان دبیرستانی می‌چرخد که پس از دریافت تماس‌های تلفنی مرموز از سوی یک قاتل نقاب‌دار، یکی پس از دیگری به‌ شکلی وحشیانه کشته می‌شوند. اگرچه پیرنگ اصلی در قسمت‌های مختلف تغییر می‌کند، اما هسته‌ مرکزی داستان ثابت می‌ماند. نقطه قوت «جیغ» در ساختار دراماتیک و معمایی آن نهفته است، این مجموعه صرفا به دنبال خونریزی نیست، بلکه با حفظ راز هویت قاتل تا لحظات پایانی، یک بازی فکری و معمایی را پیش چشم مخاطب می‌گستراند.

موفقیت قسمت اول، راه را برای ساخت دنباله‌های بعدی هموار کرد. وس کریون پس از قسمت نخست، سه دنباله دیگر را در سال‌های ۱۹۹۷، ۲۰۰۰ و ۲۰۱۱ ساخت که «جیغ ۴» آخرین تجربه کارگردانی وس کریون بود.

بازسازی فرانچایز؛ چالش تطبیق با دوران جدید

پس از یازده سال سکوت و ساخت سریال‌هایی نه چندان موفق، سال ۲۰۲۲ سال بازگشت سینمایی «جیغ» بود. بازسازی یک فرانچایز محبوب و تطبیق دادن آن با شرایط و فرهنگ جدید، کاری دشوار است؛ چراکه اثر باید هم رضایت قدیمی‌ها را جلب کند و هم مخاطبان نسل جدید را جذب نماید.

فیلم «جیغ» به کارگردانی مت بتینلی اولپین و تایلر ژیلت، ثابت کرد که حتی بدون حضور وس کریون، همچنان می‌توان ادامه درخشانی برای این مجموعه نوشت. داستان در بیست و پنج سال پس از وقایع اصلی روایت می‌شود؛ جایی که قاتلی جدید با همان ماسک کلاسیک، گروهی از نوجوانان را هدف قرار می‌دهد تا رازهای خون‌آلود شهر دوباره زنده شوند. در این مسیر، سیدنی پرسکات نیز برای کشف حقیقت باز می‌گردد. در نسخه سال ۲۰۲۲، خلاقیت در طراحی قتل‌ها، نوآورانه و وحشتناک است و افشای هویت قاتل نیز با هوشمندی تمام صورت می‌گیرد.

نکته مهم آنجاست که این فیلم علاوه بر راضی نگه داشتن طرفداران قدیمی، نشان داد که توانایی بازسازی‌ این فرانچایز را برای نسل جدید دارد و عملا فرانچایزی که تمام شده بود و به نظر می‌رسید که به ادامه موفق آن امیدی نیست، با این فیلم باز به صدر توجه بازگشت تا در ادامه و در سال ۲۰۲۳ مجددا مت بتینلی اولپین، تایلر ژیلت قسمت ششم را کارگردانی و روانه سینماها کنند.

مجموعه سینمایی جیغ در فیلم نت

گذشته‌ای که نمی ‌گذرد؛ جیغ ۷ بازگشت قاتل روانی و مرگ‌های عجیب

داستان قسمت جدید «جیغ» در خانه‌ای که به‌ عنوان یک موزه برای علاقه‌مندان آثار ترسناک تبدیل شده است، آغاز می‌شود. فیلم با یک مقدمه کمدی و طنازانه شروع می‌شود که از همان ابتدا هشدار زنگ خطر را در ذهن بیننده به صدا در می‌آورد و دقیقا همان‌ طور که بیننده توقع دارد، پیش می‌رود تا او را وارد داستان اصلی‌اش کند.

کوین ویلیامسون که به‌ عنوان فیلمنامه‌نویس در کنار وس کریون در ساخت فیلم‌های اولیه «جیغ» همکاری داشته است، کارگردانی این قسمت را بر عهده دارد و به واسطه همین همکاری است که تلاش کرد تا مقدمه این قسمت، علاوه بر مروری بر آنچه در گذشته اتفاق افتاده است، ادای دینی به فیلم‌های وس کریون فقید و آثار کلاسیک سینمای ترسناک باشد.

جیغ

علاوه بر این، حضور بازیگرانی همانند نیو کمبل در نقش سیدنی پرسکات که در ۵ قسمت قبلی «جیغ» حضور داشته و حالا در نقش مادر وارد قصه شده است، به جذابیت بیشتر این قسمت افزوده است. در قسمت ۷، سیدنی پرسکات که پس از نوشتن کتابی در مورد زندگی گذشته‌اش، به‌ تازگی برای خود زندگی تازه‌ای در شهری کوچک ساخته است، نمی‌داند که با ورودش به این شهر، تاریک‌ترین ترس‌هایش به واقعیت می‌پیوندند و دخترش به‌ هدف بعدی قاتل تبدیل می‌شود تا باز شاهد حضور شبح ماسک به‌چهره باشیم. داستان فیلم با معرفی موقعیت زمانی و مکانی و شخصیت‌ها به‌ آرامی اتفاق می‌افتد تا هم طرفداران قبلی مجموعه را به ‌بطن داستان بکشاند و هم بیننده تازه را با گذشته شخصیت‌ها و اتفاقات قبلی همراه کند.

شناسه‌های اصلی و آشنای «جیغ»، مثل همان قاتل رداپوش با آن ماسک وحشتناک، در کنار تلفن‌های ناشناسی که پیغام مرگ می‌دهد و خونریزی و کشتاری که لازمه اسلشرهاست، در «جیغ ۷» به تناسب داستان اتفاق می‌افتد تا مخاطبش را در طول فیلم بیشتر با خود همراه کند. نکته اصلی در قسمت ۷ اینجاست؛ با توجه به پیشینه این فرانچایز و داستان‌هایی که در قسمت‌های پیشین مخاطب را تحت تاثیر قرار داده است، مسیر ایجاد تعلیق در هر قسمت دشوارتر می‌شود و قسمت جدید به چیزهایی بیشتر از یک داستان ساده نیاز دارد. کوین ویلیامسون به‌ عنوان فیلمنامه‌نویس قدیمی این مجموعه، تمام توانش را به‌ کار بسته است تا علاوه بر استفاده از الگوی این‌گونه فیلم‌ها، به‌ سمت یک فضایی معمایی و پر از تعلیق برود.

در «جیغ ۷»، داستان تنها بر اساس افشای هویت قاتل پیش نمی‌رود، اگرچه قطعا برای مخاطب یکی از عوامل اصلی پیگیری داستان همین است، اما روایت داستانی علاوه بر این، با استفاده از کاراکترهای آشنایی که در قسمت‌های گذشته نقش داشته‌اند، با ایجاد موقعیتی نوستالژیک به داستان لایه‌هایی پنهان و عمیق‌تر اضافه می‌کند. لایه‌هایی که باعث می‌شود مخاطب همراه با دنبال کردن داستان اصلی و گره مهم درام که ماجرای حضور دوباره قاتل در شهر و شناسایی اوست، در مورد روابط درهم‌تنیده شخصیت‌ها و درونیات آن‌ها و ارتباط‌های پیشینشان در کنار هم اطلاعات تازه‌ای را به‌ دست بیاورد.

هفتمین قسمت «جیغ» به‌ نوعی بازگشتی هوشمندانه به داستانی است که تصور می‌شد قابلیت چندانی برای ادامه ندارد، اما فیلمنامه‌ای زمان‌بندی شده است و هوشمندانه در کنار کارگردانی دقیق برای رسیدن به یک ریتم موثر، آن را به‌ اسلشری موفق بدل کرده است که اتفاقا در ارائه صحنه‌های خونریزی و کشتار زیاده‌روی نمی‌کند و عنصر تعلیق را به عنوان اصل روایت داستانی‌اش انتخاب کرده است تا قتل‌ها را به شکل موثری در داستان و نه به‌ شکل تصادفی اتفاق بیافتد، تا فقط شاهد یک فیلم سلاخی نباشیم و بتواند در مسیر روایت اتفاقات ترسناک، ارتباط میان شخصیت‌ها و خصوصا خانواده سیدنی را هم به‌ عنوان بخش دیگری از داستانش روایت کند.

«جیغ ۷» در میان آثار این مجموعه یک بازگشت قابل توجه است؛ هم از این جهت که داستانی پرفراز و نشیب را روایت می‌کند و هم اینکه هر زمان در طول داستان مخاطب تصور می‌کند که داستان به انتها رسیده است و گره اصلی گشوده می‌شود، داستان برگ برنده تازه‌ای برای ارائه رو می‌کند و برای مخاطب امروز که به ریتم پرهیجان در چنین آثاری عادت دارد، قطعا «جیغ ۷» تجربه ای تماشایی خواهد بود.

نوید جعفری

جیغ ۷ را با دوبله اختصاصی در فیلم نت تماشا کنید

فیلم نت نیوز- جدیدترین اخبار و اطلاعات فیلم و سریال

برچسب‌ها: جیغ،ژانر ترسناک
نظرات

۱ دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ