«جات» غریبه مرموز و ناجی جدید سینمای بالیوود

- 15 دقیقه مطالعه

در فیلم‌نت نیوز بخوانید

فیلم «جات»، ساخته‌ گوپیچاند مالیننی، یادآور این حقیقت است که در سینما شگفتی زمانی رخ می‌دهد که حتی روایتی کخ بارها گفته‌شده است، با نبوغ، خلاقیت و فردیت یک هنرمند، به جهانی بهتر تبدیل شود.

به گزارش فیلم‌نت نیوز، فیلم سینمایی «جات» (Jaat) به نویسندگی و کارگردانی گوپیچاند مالینِنی و با بازی سانی دیول، رندیپ هودا، رجنا کاساندرا، وینیت کومار سینگ، سیامی خِر، رامیا کریشنان، جاگاپاتی بابو، پراشانت باجاج، زرینا وهاب، پی. راوی شانکار و بابلو پریتویراج، محصول سال ۲۰۲۵ سینمای بالیوود است که ۱۰ آپریل ۲۰۲۵ در سینماهای هند به نمایش در آمد و با بودجه ساخت ۸۰ کروری، توانست به فروشی ۱۱۹.۲۴ کروری در گیشه دست یابد، هرچند منتقدان نتوانستند درباره اثر توافق نظر داشته باشند. «جات» هم اکنون در پلتفرم فیلم‌نت در دسترس است.

در خلاصه داستان اثر چنین آمده است: یک غریبه مرموز به شهری دورافتاده سفر می‌کند که توسط یک جنایتکار بی‌رحم کنترل می‌شود.

«جات» در هندوستان، به طور معمول به گروه‌های کشاورز و جنگجو در مناطق خاصی از هند به ویژه در ایالت‌های هاریانا، پنجاب، اوتار پرادش و راجستان اطلاق می‌شود و آنها به طور سنتی در نظام طبقاتی کاست قرار می‌گیرند.

ناجی‌ها روی پرده نقره‌ای سینما

ناجی در مذهب‌های گوناگون نام‌های متفاوتی دارد؛ یکی او را مهدی موعود می‌نامد، دیگری عیسی مسیح و هندوها کالکی می‌خوانندش که دهمین و آخرین آواتار ویشنو است و این‌ نگاه قدیمی باور به منجی در دنیای جدید به سینما نیز راه یافته است که در قالب قهرمان ها به تصویر کشیده می‌شود. قهرمان‌های شهری و زمینی همچون جان مک‌کلین در «جان سخت» (Die Hard) می‌شوند و در قالب قهرمان کلاسیک و سنتی، ابرقهرمان هایی چون «بتمن» (Batman)، «مرد عنکبوتی» (Spider-Man) و «مرد آهنی» (Iron Man) را دربرمی‌گیرند.

در ژانر علمی تخیلی به نیو در «ماتریکس» (Matrix)، لوک اسکای واکر در «جنگ ستارگان» (StarWars) و ترمیناتور T_800 در «نابودگر» (The Terminator) می‌رسد و حتی این قهرمان ها در دنیای اسطوره‌ای و فانتزی هم به چشم می‌خورند و معروف‌ترین نمونه آن‌ها در رمان «هری پاتر» (Harry Potter) نوشته جی. کی رولینگ به رشته تحریر درآمده است.

نقطه مشترک قهرمانانی که نام برده شد، این است که آن‌ها در یک دنیای بی‌عدالت برای اجرای عدالت ظهور کرده‌اند و رسالت اصلی خودشان را اینگونه تعریف می‌کنند که دنیا را از چنگ ظالمان و خلافکاران برهانند به امید اینکه جهان بهتری ساخته شود. مخاطب هنگام تماشای نبرد آن‌ها با نیروهای تاریکی، هیچ گاه در نیت صادقانه آن‌ها شک نمی‌کند، اما این پایان داستان قهرمان ها نیست.

ارتباط معنادار جات با جان ویک

کاراکتر جات با بازی سانی دیول وقتی وارد روستا می‌شود، بعد از برخوردی که با نوچه‌های رانا تونگا به وجود می‌آید، از آن‌ها با زبان خوش می‌خواهد که از او برای ریختن و حرام کردن غذایش معذرت‌خواهی کنند در صورتی که برای این نوچه‌ها، عذرخواهی امری تعریف نشده است، بنابراین او برای اینکه به حق خودش، طلب بخشش کردن برای اشتباه رخ داده برسد، با تمام باند رانا تونگا وارد مبارزه می‌شود؛ این اتفاقی است که برای مخاطبان می‌تواند یادآور فیلم سینمایی «جان ویک» (John Wick) به کارگردانی چد استاهلسکی و با نقش‌آفرینی کیانو ریوز محصول سال ۲۰۱۴ باشد که بعد از کشته شدن سگ جان که یادگار همسر مرحومش بود، دوباره به زندگی سابق و حرفه سابق خودش برمی‌گردد و دشمنان را یک به یک از سر راه برمی‌دارد.

کشته شدن سگ جان در منطق داستانی و حتی در دنیای واقعی، اتفاق ساده‌ای به شمار می‌آید و اثر می‌توانست به یک فیلم روانشناسانه درباره تجربه پشت سر گذاشتن فقدان عزیزان تبدیل شود، اما سازندگان اثر از این مرگ چنان آتشی به پا کردند که دودمان ایوسف را بر باد داد. جات نیز این مقوله عذرخواهی ساده را تبدیل به یک موتور محرک برای پیشبرد داستان و همچنین، شخصیت‌پردازی این قهرمان می‌کند که ویژگی‌های قهرمانانه گفته‌ شده در پاراگراف پیشین را ندارد؛ زیرا فقط برای خودش می‌جنگد با اینحال یک نظام فاسد را در هم می‌شکند، پس قابلیت منجی‌گری دارد زیرا خودخواهی او، منفعتی عمومی به جامعه می‌رساند.

«جات» در پلتفرم فیلم‌نت

این روندی که جات پیش می‌گیرد و از نوچه‌ها و سپس، سردمداران باند رانا تونگا می‌خواهد که از او برای ریختن غذایش عذرخواهی کنند، در ادامه به نمایشی از یک رفتار سازمانی نهادینه‌شده در سازمان‌های خلافکاری سازمان‌یافته منجر می‌شود، چنانکه مخاطبان درمی‌یابند که پاسخگو نبودن و مسئولیت نپذیرفتن یک رفتار سازمانی در باند گانگستری این مهاجر غیرقانونی است. در کمال تعجب، عذرخواهی در عالی‌ترین رتبه اتفاق می‌افتد و حالا، زمان وقوع یک چرخش داستانی است. جات، زمانی که در رفتاری جان ویک‌وار در پی عذرخواهی گرفتن از نوچه‌ها و سردمداران رانا تونگا بوده است، متوجه حقایقی می‌شود که عذرخواهی رانا تونگا را تهی از معنا می‌کند؛ چون پای حرمت زنان به میان آمده است، بنابراین زین پس این جنگ، یک جنگ انتقام‌جویانه شخصی نیست بلکه به جنگی برای دیگری تبدیل و به بازگشت قهرمان به الگوی کلاسیک قهرمانی منجر می‌شود.

در روایت موازی ساکنان روستایی که مورد ظلم رانا تونگا قرار گرفته‌اند از ریاست‌جمهوری درخواست کمک می‌کنند و آن‌ها به سرعت یک کارآگاه کارکشته را روانه منطقه می‌کنند. حضور کارآگاه در منطقه و دیدار با مقامات نشان می‌دهد فساد تا چه میزان در بطن سیاست‌ورزی نفوذ کرده است به طوری که به شیوه اداری و با عزل و نصب مقامات نمی‌توان چنین فسادی را ریشه‌کن کرد و حتی به مامور ویژه دولت سو قصد می‌شود از اینرو برای پاک کردن این لکه بزرگ به نیرویی نیاز است که بتواند فساد را از درون متلاشی کند و اینجاست که نیروی امنیتی هند در سکانس پایانی،جات را برای پیگیری این موضوع پیشنهاد می‌دهند، غافل از اینکه این قهرمان ناخواسته به پرونده ورود و ماجرا را حل کرده است.

ارجحیت عمل قهرمانانه بر کشف هویت «جات»

نکته دیگری که درباره جات و قهرمان‌بازی که به نمایش می‌گذارد، وجود دارد، این است که او از شهرهای شمالی هند، چنای آمده است و در بافت جنوب هند، آدهارا پِرادش یک غریبه تمام عیار محسوب می‌شود با این وجود برای ماموران زن پلیس که به دست وی از چنگال‌های بی‌رحم و کثیف متجاوزان خونخوار رانا تونگا رهایی می‌یابند، اینکه او چه کسی است، چه نیتی دارد و چرا برای آن‌ها از جان خودش مایه می‌گذارد، به هیچ وجه اهمیتی ندارد؛ چون بقا در آن لحظه بر همه‌ چیز ارجحیت دارد و انجام عمل قهرمانانه وی مقدم بر کشف هویت وی و راستی‌آزمایی شنیده‌های گفته‌ شده درباره این غریبه است.

جات با بازی سانی دیول در تمام طول اثر، با خشونتی که به نمایش می‌گذارد و خلافکاران را یک به یک از دم تیغ می‌گذراند، در چشم تماشاگران، یک ضدقهرمان بالقوه رخ می‌نماید که حتی می‌تواند سودای جانشینی رانا تونگا و ایجاد امپراطوری خودش را در سر داشته باشد. در سکانس زندان که اوپندرا لیمایی نقش زندانی زندان پاسگاه موتوپالی را بازی می‌کند، وی به تعریف خاطراتی از جات در یک زندان فوق امنیتی داکا در کشور بنگلادش و درگیری او با یک گروه مافیایی در زندان می‌پردازد؛ جایی که جات به عنوان یک خلافکار بین‌المللی به زندان افتاده است و در حال گذراندن دوران محکومیتش است و در نتیجه تمام حرف‌ها و سخنانی که درباره این غریبه، گفته می‌شود، هيچکدام نشانه‌ای دلگرم‌کننده برای اهالی روستای موتوپالی نیست که می‌کوشند از زیر ستم یک ظالم برهند و ممکن است که با همراهی با این آدم به ظهور یک ظالم دیگر یاری رسانده باشند، اما این روستایی‌ها به این مرد اعتماد می‌کنند؛ زیرا تاکنون در نجات آن‌ها پایمردی نشان داده است.

هیچکس جرات با انگشت نشان دادن قاتلان را ندارد

اهالی روستای موتوپالی در موقعیتی گرفتار آمده‌اند که هیچ نیروی رسمی‌ای توان مقابله با آن را ندارد، همانگونه که مامور پلیس رشوه‌خواری که به رانا تونگا برای دریافت مدرک شهروندی هند یاری رساند، به دست همان مهاجر سرش از بدن جدا شد و آب از آب تکان نخورد؛ زیرا رعب و وحشت منطقه را فرا گرفته بود و هیچکس جرات با انگشت نشان دادن قاتلان را ندارد. در سکانسی دیگر، جسد فرزندان اهالی روستا به آنجا آورده می‌شود و در ابتدا، هیچکدام از خانواده‌ها از ترس پا پیش نمی‌گذارند تا بر جسد فرزندان خود بگریند و در وهله بعد، قاتلانشان را به رییس پلیس ویجایا لاکشمی معرفی کنند، پس برای گذر از چنین ستمی، چنین شخصیتی نیاز است که بتواند خارج از قواعد مرسوم و رسمی مظلومان را از ستم برهاند و جات دارای چنین خصوصیاتی است.

سوال‌های بی‌جواب مخاطبان درباره بهاراتی همسر رانا تونگا

هر چقدر که نویسنده اثر، گوپیچاند مالینِنی، در شخصیت‌پردازی جات، رانا تونگا، رییس پلیس ویجایا لاکشمی و فرزندان کشته‌شده روستا موفق عمل می‌کند و برای آن‌ها، پیش داستان خوبی را در روایت در نظر می‌گیرد، اما همسرش و مادرش را از قلم می‌اندازد و تعریف آن‌ها در سطح تمایل به کنترل‌گری و خشونت باقی می‌ماند. بهاراتی، همسر رانا تونگا، دستور تعرض به ماموران پلیس زن را می‌دهد و در مراسم گردن زنی فرزندان روستا حضوری فعال دارد با این وجود هیچگاه مخاطبان فلسفه وجودی چنین رفتاری را درنمی‌یابند که باعث می‌شود این کاراکتر با بازی رجنا کاساندرا، نتواند از دایره زن منفعل رهایی بیابد و هنگامی که هویت واقعی رانا تونگا با نام مِتووال کاریکالان در مقام فرمانده سابق گروه شبه‌نظامی و چریکی ببر جافنا در سریلانکا تحت فرماندهی جبهه آزادیخواهان تامیل، فاش می‌شود، سوال‌های بی‌شماری راجع به چگونگی رابطه این زن و شوهر بی‌پاسخ می‌ماند که این شخصیت‌ها را به مثابه تیپ تنزل می‌دهد و حتی می‌تواند بر بازی پرقدرت آن‌ها سایه بياندازد.

جمع‌بندی

اثر گاهی دچار زیاده‌گویی می‌شود و در یک بازه زمانی دیگر، کامل کردن قطعه‌های پازل را به پیش‌فرض‌های ذهنی بینندگان حواله می‌دهد که مهم‌ترین نقطه ضعف این فیلم در حوزه فیلمنامه پس از یک‌دست نبودن شخصیت‌پردازی کاراکترهای مهم و اصلی است.

ریشی پنجابی در مقام فیلمبردار و نوین نولی به عنوان تدوینگر، می‌توانند جهان داستان را به خوبی برای مخاطبان تجسم ببخشند و اتمسفری که برای بینندگان می‌سازند، همان حسی است که شخصیت‌ها در موقعیت‌های مختلف داستانی از سر می‌گذرانند.

«جات» در زمره آثاری قرار می‌گیرد که ورود یک شخصیت غریبه به بطن داستان، اتفاقات غیرمنتظره‌ای را رقم می‌زند و قهرمانی را می‌آفریند که متعلق به دنیای فیلمساز است علی‌رغم اینکه نیم نگاهی به دنیای «جان ویک» (John Wick) دارد و اینجاست که شگفتی سینما اتفاق می‌افتد؛ یک داستان هر چند بار که روایت شده باشد، نبوغ، خلاقیت و فردیت هر هنرمند می‌تواند از یک روایت قدیمی، جهانی نو بسازد که شاید جهان بهتری باشد.

فرزاد جمشیددانایی

فیلم نت نیوز- جدیدترین اخبار و اطلاعات فیلم و سریال

برچسب‌ها: بالیوود،سینمای اکشن
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ