انیمیشن «مزرعه حیوانات» چه تفاوتهایی با کتابش دارد؟
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلمنت نیوز، انیمیشن سینمایی «مزرعه حیوانات» (Animal Farm) به نویسندگی نیکولاس استولر، کارگردانی اندی سرکیس و تهیهکنندگی آدام ناگل، دیو روزنباوم، اندی سرکیس و جاناتان کاوندیش، محصول سال ۲۰۲۵ سینمای هالیوود، کانادا و انگلستان است. صداپیشگانی همچون ست روگن، گیتن ماتارازو، استیو بوشمی، گلن کلوز، لاورن کاکس، کیران کالکین، جیم پارسونز، کتلین ترنر، ایمان ولانی و وودی هرلسون در این اثر حضور دارند. این انیمیشن هماکنون با زیرنویس فارسی و دوبله اختصاصی از طریق پلتفرم فیلمنت در دسترس مخاطبان قرار دارد.
«مزرعه حیوانات» در تاریخ ۱ می ۲۰۲۶ (۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵) در سینماهای آمریکا اکران شد. این فیلم که با بودجهای ۳۵ میلیون دلاری ساخته شده بود، تنها ۵.۷ میلیون دلار در گیشه فروش داشت؛ رقمی که از شکست تجاری تازهترین ساخته اندی سرکیس حکایت میکند.
در خلاصه داستان فیلم آمده است: «گروهی از حیوانات مزرعه موفق میشوند انسانها را از مزرعه بیرون کنند و خود کنترل امور را به دست بگیرند، اما بهتدریج دچار اختلاف و کشمکش میشوند.»
این اثر اقتباسی از رمان مشهور «مزرعه حیوانات» نوشته جرج اورول نویسنده، روزنامهنگار و منتقد هنری برجسته انگلیسی است که در آثار خود همواره به نقد سوسیالیسم اقتدارگرا، تمامیتخواهی و فاشیسم پرداخته است. از دیگر آثار شناختهشده او میتوان به «۱۹۸۴» اشاره کرد.

تفاوت نسخه انیمیشنی با کتاب
مهمترین تغییر این اقتباس، حذف شخصیت میجر است. میجر شخصیتی است که در کتاب به عنوان بشارتدهنده انقلاب حیوانات ظاهر و سخنان او باعث میشود حیوانات به فکر رهایی از یوغ انسانها بیفتند و در نتیجه، جرقه انقلاب در ذهن حیوانات نه از طریق سخنان و رویای الهامبخش او، بلکه به شکلی ناگهانی و از سر استیصال برای بقا و فرار از کشتارگاه شکل میگیرد.
در نسخه انیمیشن، شخصیت تازهای به نام لاکی معرفی میشود که میان او و ناپلئون رابطهای پدرانه شکل میگیرد. همچنین، انگیزه اصلی ناپلئون برای در دست گرفتن قدرت، حسادت به رابطه لاکی و اسنوبال است و به همین دلیل، او اسنوبال را از مزرعه بیرون میراند تا جایگاه خود را در دل لاکی تثبیت کند.
حضور لاکی موجب کمرنگ شدن نقش اسکوییلر میشود در حالی که در کتاب، وظیفه توجیه و تبلیغ اقدامات ناپلئون برعهده اسکوییلر است. در نسخه انیمیشن این وظیفه به طور عمده به لاکی واگذار شده است. او در ادامه، به دلیل علاقهای که به پاف پیدا میکند، دچار تحول شخصیتی میشود و در نهایت، در سکانس رویارویی با ناپلئون، در جایگاه قهرمان داستان در برابر ناپلئون و پیلکینگتون میایستد.
از سوی دیگر، شخصیت پیلکینگتون که در کتاب یک کشاورز و مزرعهدار است و تنها در فصل پایانی با ناپلئون وارد همکاری میشود، در نسخه انیمیشن به شخصیتی زنانه با الگوبرداری آشکار از ایلان ماسک تبدیل شده است. این شخصیت با صداپیشگی گلن کلوز، مالک مجموعهای از فناوریهای پیشرفته و رباتیک است و هدفش تصاحب زمین مزرعه و افزودن آن به داراییهای خود است از همین رو، از همان سکانس افتتاحیه به عنوان ضدقهرمان اصلی داستان معرفی میشود.
نکته دیگر، حذف کامل مفهوم «پلیس فکر» (Thought Police) است؛ مفهومی که در کتاب از طریق تغییر مواضع ناپلئون نسبت به دشمنان و متحدانش نمود پیدا میکند. در نسخه انیمیشن، جهان بیرون به طور صرف در قالب مواجهه با پیلکینگتون و فضای بازار تعریف میشود و فرآیند کنترل ذهنی به دستکاری هفت فرمان مزرعه محدود شده است.
همچنین، مدرنسازی، صنعتیشدن و گسترش فناوریهای رباتیک که پیلکینگتون نماینده آنهاست، از دیگر تفاوتهای مهم اقتباس به شمار میرود. این تغییر، به دلیل ناسازگاری با فضای پیشاصنعتی رمان، بهخوبی در روایت ادغام نشده و فاصله عظیم میان دنیای مدرن پیلکینگتون و فضای سنتی مزرعه، باورپذیری داستان را کاهش داده است.
مهمترین نقطه قوت «مزرعه حیوانات»
این انیمیشن با طراحی جذاب و دوستداشتنی شخصیتهایی مانند جوجهها و همچنین افزودن عنصر طنز به رابطه میان کاراکترها، از لحن تلخ و پادآرمانشهری کتاب فاصله گرفته است. بهرهگیری از کمدی موقعیت و شوخیهای کلامی در بخشهای مختلف فیلم، اثری متناسب با مخاطبان نوجوان و جوان خلق کرده است. این ویژگی را میتوان مهمترین نقطه قوت فیلمنامه دانست؛ نقطه قوتی که مهارت نیکولاس استولر را در نگارش اثری سرگرمکننده و مخاطبپسند به نمایش میگذارد.

آدم بودن چه آسان!
در رمان، فرآیند ساخت تجهیزات کشاورزی و چرخ آبی، کاری دشوار، زمانبر و فرساینده توصیف میشود، اما در نسخه انیمیشن، این مراحل تنها با چند جامپکات بهسرعت طی میشوند. چنین رویکردی این تصور را ایجاد میکند که حیوانات بهسادگی میتوانند جایگزین انسانها شوند و هر آنچه انسان قادر به انجام آن است، از عهده حیوانات نیز برمیآید. این برداشت با یکی از مفاهیم بنیادین کتاب در تضاد است. همانگونه که حیوانات با وجود شعار برابری، در عمل دارای تواناییها، نیازها و جایگاههای متفاوت هستند، انسان و حیوان نیز موجوداتی یکسان نیستند از اینرو تلاش ناپلئون و سایر خوکها برای راه رفتن روی دو پا، آنها را به انسان تبدیل نمیکند.
قرار دادن دو دنیای متضاد در کنار هم
طراحی بصری و کانسپت هنری انیمیشن «مزرعه حیوانات» از نقاط قوت برجسته آن است. جزییات مزرعه و بازارچه با فضای پیشاصنعتی کتاب همخوانی کامل دارند و در مقابل، دنیای مدرن و رباتیک نیز با دقت و ظرافت به تصویر کشیده شده است. در نتیجه، فیلم از منظر بصری توانسته ترکیبی جذاب از دو جهان متضاد را ارایه دهد. در این میان، کریس سوزا، مدیر هنری اثر، نقش مهمی در دستیابی به این کیفیت ایفا کرده است.
همچنین، ست روگن در نقش ناپلئون، استیو بوشمی در نقش ویمپر، جیم پارسونز در نقش کارل، کتلین ترنر در نقش بنجامین و وودی هرلسون در نقش باکسر بار دیگر نشان میدهند که شهرت آنها بیدلیل نیست. این بازیگران حتی بدون بهرهگیری از میمیک چهره و تنها با اتکا به صدا، شخصیتهایی باورپذیر و تاثیرگذار خلق کردهاند.
جمعبندی
اگرچه «مزرعه حیوانات» تلاش میکند محتوای خود را با دغدغهها و ذهنیات نسل جوان امروز آمریکا و برخی مولفههای موسوم به «جنبش ووک» هماهنگ کند، اما این رویکرد با ماهیت و پیام اصلی رمان جرج اورول همخوانی ندارد در نتیجه، فیلم بهجای تمرکز بر نقد سوسیالیسم اقتدارگرا، بیش از آنکه به جهانبینی اورول وفادار باشد، به نقد نظام سرمایهداری گرایش پیدا میکند. همین تعارض سبب شده است که اثر نه به اقتباسی شایسته از شاهکار اورول تبدیل شود و نه بتواند بهطور کامل به اهداف مستقل خود دست یابد. حاصل این وضعیت، اثری است که در برزخی میان وفاداری به منبع اقتباس و دنبال کردن اهداف جدید سازندگان گرفتار شده است.
فرزاد جمشیددانایی




