۶ ماه آینده برای سینمای جهان، دورهای سرنوشتساز و هیجانانگیز خواهد بود؛ جایی که بزرگترین استودیوهای هالیوود برای تسخیر گیشه و جلب دوباره مخاطبان رقابت میکنند.
فیلم «مومیایی» به کارگردانی لی کرونین نه تنها در دست یافتن به یک هیولای کهن مصری شکست میخورد؛ بلکه به جای آن داستان شل و ول، پارانویای بصری و نگاهی وارونه را تحویلمان میدهد.
سریال «بی عاطفه» به کارگردانی کمال تبریزی، ملودرامی جذاب است که با روایت داستان عشق و اختلافات خانوادگی، مخاطبان را به دنیای عاطفی و پیچیدهای میبرد.
سینما با تصویر کردن لحظات بیکلام فقدان، سوگ را از دردی شخصی به معنایی جهانی تبدیل میکند؛ مسیری نفسگیر میان انکار و پذیرش که در آن، بازماندن به معنای تداومِ آگاهانه و معنادارِ زندگی است.
برجستهترین ویژگی سریال «چاله» تعداد زیاد رخدادها در اورژانس و تدوین پرشتاب داستانکها است؛ تمهیدی که سبب میشود آدم بفهمد یک اورژانس شلوغ چطور جایی است.
«سوپر ماریو گلکسی» با تکیه بر جذابیتهای بصری، وفاداری به بازیهای کلاسیک و داستانی سرگرمکننده، توانسته رضایت گستردهای را جلب کند و موفقیت خود را در گیشه و نظرات مردمی به اثبات برساند.
تام و جری در انیمیشن «قطبنمای اسرارآمیز»، تعقیبوگریزهای همیشگی را رها کرده است و در یک ماجراجویی فانتزی، راهی سفری اسرارآمیز به دنیای افسانههای شرقی میشوند تا برای بقا، دست به همکاری غیرمنتظرهای بزنند.