بررسی فصل ۲ سریال «برلین»/ جهش روایی یا تکرار فرمولهای قبلی؟
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلم نت نیوز، وقتی نتفلیکس تصمیم گرفت پس از پایان موفق دنیای «خانه کاغذی» (Money Heist) سراغ ساخت اسپینآف شخصیت برلین برود، واکنشها دوگانه بود؛ از یک سو برلین با بازی درخشان پدرو آلونسو یکی از محبوبترین و پیچیدهترین شخصیتهای این جهان داستانی بود و از سوی دیگر بسیاری معتقد بودند راز جذابیت او دقیقا در محدود بودن حضورش نهفته است. حالا با انتشار فصل دوم که با عنوان مستقل «برلین و سرقت بانویی با قاقم» (Berlin and the Lady with an Ermine) عرضه شده است، این پرسش دوباره مطرح شد: آیا این شخصیت هنوز ظرفیت روایت دارد یا صرفا با ادامه دادن داستان از اسطوره بودن فاصله میگیرد؟
فصل دوم در قالب هشت قسمت منتشر شده و این بار داستان از فضای پاریس فاصله گرفته و به جنوب اسپانیا بهویژه شهر سویا منتقل شده است؛ تغییری که از همان ابتدا نشان میدهد سازندگان قصد تکرار کامل فرمول فصل اول را ندارند.
تغییر جغرافیا؛ وقتی سویا خودش تبدیل به شخصیت میشود
یکی از مهمترین تفاوتهای فصل دوم نسبت به فصل اول انتخاب لوکیشن است. اگر پاریس در فصل قبل بیشتر نقش یک ویترین لوکس را ایفا میکرد، سویا در فصل دوم هویت مستقلی پیدا میکند.
خیابانهای تاریخی، معماری گرم و فضای سنتی جنوب اسپانیا باعث شده است تا روایت رنگ و بوی متفاوتی بگیرد. این بار سریال کمتر به نمایش زرقوبرق و بیشتر به خلق اتمسفر وابسته است. نتیجه این تصمیم نزدیکتر شدن جهان برلین به فضای احساسی و نمایشی است که مخاطبان از «خانه کاغذی» به خاطر دارند.
تغییر مکان فقط یک انتخاب بصری نیست؛ ساختار روایت را هم تغییر داده است. در فصل اول عملیات سرقت گاهی در میان روابط عاشقانه گم میشد، اما فصل دوم تلاش میکند تعادل بیشتری میان هیجان سرقت و روابط انسانی ایجاد کند.

برلین مرکز ثقل داستان
نقطه قوت اصلی سریال همچنان همان چیزی است که از ابتدا بود؛ حضور پدرو آلونسو به عنوان نقش اول داستان. برلین در فصل دوم همچنان مردی است که بین نبوغ، خودشیفتگی، خشونت پنهان و جذابیت اجتماعی حرکت میکند، اما تفاوت این فصل در آن است که شخصیت او کمتر شبیه نسخه رمانتیکشده فصل اول نوشته شده است و بیشتر به همان مرد خطرناکی نزدیک میشود که مخاطبان در «خانه کاغذی» میشناختند.
نویسندگان تلاش کردهاند، جنبه تاریکتر شخصیت او را دوباره فعال کنند؛ فردی که سرقت برایش صرفا پول نیست بلکه شکلی از هنر، انتقام و اثبات برتری محسوب میشود. در بسیاری از سکانسها برلین بیش از آنکه رهبر عملیات باشد، کارگردان نمایشی است که همه را وارد بازی خودش کرده است.
سرقت بزرگ یا تکرار فرمول قدیمی؟
هسته مرکزی داستان این فصل حول عملیاتی میچرخد که ظاهرا به سرقت اثر مشهور بانوی قاقم گره خورده است، اما خیلی زود مشخص میشود موضوع فراتر از یک سرقت هنری ساده است و لایههایی از فریب، قدرت و انتقام وارد بازی میشوند.
از منظر ساختار سرقت فصل دوم منظمتر از فصل اول عمل میکند. نقشهها واضحتر هستند، تیم نقشهای مشخصتری دارد و ریتم داستان کمتر دچار توقفهای احساسی میشود، اما اینجا همان نقطهای است که نقدها آغاز میشوند.
بعضی منتقدان معتقدند فرمول مجموعه بیش از حد آشنا شده است؛ گروهی خلافکار، برنامهای غیرممکن، خیانتهای داخلی، رابطه عاشقانه و افشاگریهای پایانی. این عناصر هنوز کار میکنند، اما دیگر غافلگیرکننده نیستند. حتی برخی نقدها اشاره کردهاند، فصل دوم هنوز نتوانسته به هویتی کاملا مستقل دست پیدا کند و در بخشهایی بیش از اندازه بر محبوبیت و میراث موفق «خانه کاغذی» تکیه کرده است.

تیم برلین؛ شخصیتهایی که این فصل فرصت بیشتری برای دیده شدن دارند
فصل دوم با بازگرداندن بیشتر اعضای گروه دوباره همان ترکیب آشنا را کنار برلین قرار داده است از دامیان و کیلا گرفته تا روی و بروس. در کنار این چهرههای قدیمی چند شخصیت تازه هم به داستان اضافه شدهاند که در میان آنها کندلا و زوج اشرافی بیش از بقیه در روند روایت اثرگذار هستند.
در میان شخصیتهای جدید کندلا حضوری پررنگتر و حسابشدهتر دارد. برخلاف برخی روابط فصل اول که بیشتر برای ایجاد فضای احساسی طراحی شده بودند و تاثیر چندانی بر مسیر داستان نداشتند، حضور او در این فصل با انتخابها و کنشهایی همراه است که مستقیما بر روند اتفاقات اثر میگذارد. همین موضوع باعث شده است، رابطه او با برلین از یک خط عاشقانه صرف فراتر برود و نقش جدیتری در پیشبرد داستان پیدا کند.
با این حال همه شخصیتها به یک اندازه پرداخت نشدهاند. بعضی خردهروایتها بیش از حد کش پیدا میکنند و در چند مقطع تمرکز داستان از سرقت و عملیات اصلی فاصله میگیرد؛ مسالهای که باعث افت ریتم روایت در برخی قسمتها میشود.
برلین و سرقت بانویی با قاقم در فیلم نت
کیفیت تولید؛ جایی که نتفلیکس هنوز کم نمیگذارد
فصل دوم «برلین» از نظر فنی نشان میدهد، نتفلیکس همچنان روی این مجموعه بهعنوان یکی از پروژههای مهم اسپانیایی خود حساب باز کرده است. کیفیت تولید در بیشتر بخشها در سطح قابلقبولی قرار دارد و سریال از نظر بصری و اجرایی استانداردی نزدیک به آثار بینالمللی پرهزینه را حفظ میکند.
فیلمبرداری کنترلشده و خوشجزییات، طراحی صحنهای که فضای هر موقعیت را باورپذیر میکند، موسیقیای که در خدمت تنش و ریتم داستان قرار دارد و تدوینی که اجازه نمیدهد روایت بیش از حد فرسایشی شود از نقاط قوت این فصل محسوب میشوند. در بخش فنی سازندگان تلاش کردهاند کیفیتی یکدست ارائه دهند؛ موضوعی که باعث شده است حتی در قسمتهایی که داستان افت میکند تجربه تماشای سریال همچنان جذاب باقی بماند.

واکنش مخاطبان به فصل دوم
بازخوردهای اولیه نشان میدهد فصل دوم شروع قدرتمندی در نتفلیکس داشته و خیلی سریع به رتبه نخست آثار غیرانگلیسی پلتفرم رسیده است، اما در سطح واکنش مخاطبان، اتفاق جالبی رخ داده است. گروهی از بینندگان معتقدند فصل دوم بخشی از ایرادهای فصل اول را برطرف کرده و هویت مستقلتری ساخته است. در مقابل گروهی دیگر همچنان از وابستگی بیش از حد سریال به روابط عاشقانه و کاهش پیچیدگی سرقتها انتقاد میکنند.
مازیار دهقان





