خط اصلی داستان فیلم «متریالیستها» با همان ترجمه مادی گرایان چندان بدیع و تازه به نظر نمیرسد و آثار بسیاری در سینمای جوان بر اساس همین ماهیت انتخاب دوگانه و چالشهای بر سر دوراهی ساخته شدهاند.
فیلم «سوپرمن» بهجای روایت یک داستان خطی صرفا اکشن، بافتی ترکیبی از تقابلهای ایدئولوژیک، چالشهای اخلاقی و لحظههای صمیمی زندگی روزمره کلارک کنت؛ همان سوپرمن قصه را در خود دارد.
سریال «بیوقفه» با تکیه بر مناظر طبیعی چشمنواز و قهرمانی مردانه، میکوشد درامی جنایی و رازآلود خلق کند اما با شخصیتپردازی سطحی، روایتپردازی باورناپذیر و دیالوگمحوری افراطی چیزی بیش از نسخه آبکی و کپی از آثار موفقتر نیست.
مینیسریال «شش برادر اسکیزوفرنیک» داستان واقعی خانوادهای آمریکایی است که ۶ پسرشان به اسکیزوفرنی مبتلا میشوند و در دل فروپاشی روانی و خانوادگی فرو میروند.
کمتر فیلمی مانند «متاسفم عزیزم» به کارگردانی و نویسندگی اوا ویکتور وجود دارد که پیامدهای آسیبهای روحی را تا این حد متقاعدکننده و باورپذیر دراماتیزه کرده باشد.
در فیلم «ناپل به نیویورک» خالق اثر، مهارت کافی برای روایت کامل و جذاب یک داستان تکراری را ندارد ولی پرهیز کارگردان از افتادن به دام احساساتگرایی سطحی یکی از نقاط قوت فیلم است.
خط اصلی داستان فیلم «متریالیستها» با همان ترجمه مادی گرایان چندان بدیع و تازه به نظر نمیرسد و آثار بسیاری در سینمای جوان بر اساس همین ماهیت انتخاب دوگانه و چالشهای بر سر دوراهی ساخته شدهاند.
فیلم «سوپرمن» بهجای روایت یک داستان خطی صرفا اکشن، بافتی ترکیبی از تقابلهای ایدئولوژیک، چالشهای اخلاقی و لحظههای صمیمی زندگی روزمره کلارک کنت؛ همان سوپرمن قصه را در خود دارد.
سریال «بیوقفه» با تکیه بر مناظر طبیعی چشمنواز و قهرمانی مردانه، میکوشد درامی جنایی و رازآلود خلق کند اما با شخصیتپردازی سطحی، روایتپردازی باورناپذیر و دیالوگمحوری افراطی چیزی بیش از نسخه آبکی و کپی از آثار موفقتر نیست.
مینیسریال «شش برادر اسکیزوفرنیک» داستان واقعی خانوادهای آمریکایی است که ۶ پسرشان به اسکیزوفرنی مبتلا میشوند و در دل فروپاشی روانی و خانوادگی فرو میروند.
کمتر فیلمی مانند «متاسفم عزیزم» به کارگردانی و نویسندگی اوا ویکتور وجود دارد که پیامدهای آسیبهای روحی را تا این حد متقاعدکننده و باورپذیر دراماتیزه کرده باشد.
در فیلم «ناپل به نیویورک» خالق اثر، مهارت کافی برای روایت کامل و جذاب یک داستان تکراری را ندارد ولی پرهیز کارگردان از افتادن به دام احساساتگرایی سطحی یکی از نقاط قوت فیلم است.
خط اصلی داستان فیلم «متریالیستها» با همان ترجمه مادی گرایان چندان بدیع و تازه به نظر نمیرسد و آثار بسیاری در سینمای جوان بر اساس همین ماهیت انتخاب دوگانه و چالشهای بر سر دوراهی ساخته شدهاند.
فیلم «سوپرمن» بهجای روایت یک داستان خطی صرفا اکشن، بافتی ترکیبی از تقابلهای ایدئولوژیک، چالشهای اخلاقی و لحظههای صمیمی زندگی روزمره کلارک کنت؛ همان سوپرمن قصه را در خود دارد.
سریال «بیوقفه» با تکیه بر مناظر طبیعی چشمنواز و قهرمانی مردانه، میکوشد درامی جنایی و رازآلود خلق کند اما با شخصیتپردازی سطحی، روایتپردازی باورناپذیر و دیالوگمحوری افراطی چیزی بیش از نسخه آبکی و کپی از آثار موفقتر نیست.
مینیسریال «شش برادر اسکیزوفرنیک» داستان واقعی خانوادهای آمریکایی است که ۶ پسرشان به اسکیزوفرنی مبتلا میشوند و در دل فروپاشی روانی و خانوادگی فرو میروند.
کمتر فیلمی مانند «متاسفم عزیزم» به کارگردانی و نویسندگی اوا ویکتور وجود دارد که پیامدهای آسیبهای روحی را تا این حد متقاعدکننده و باورپذیر دراماتیزه کرده باشد.
در فیلم «ناپل به نیویورک» خالق اثر، مهارت کافی برای روایت کامل و جذاب یک داستان تکراری را ندارد ولی پرهیز کارگردان از افتادن به دام احساساتگرایی سطحی یکی از نقاط قوت فیلم است.