تام و جری در انیمیشن «قطبنمای اسرارآمیز»، تعقیبوگریزهای همیشگی را رها کرده است و در یک ماجراجویی فانتزی، راهی سفری اسرارآمیز به دنیای افسانههای شرقی میشوند تا برای بقا، دست به همکاری غیرمنتظرهای بزنند.
نقد
سریال «بیست و یک» با تکیه بر طراحی لباس، صحنه و نورپردازی واقعگرایانه، جهانی سرد و معمایی خلق میکند؛ جهانی که تعلیق را از دل جزییات بصری و سکوت بیرون میکشد.
سعید آقاخانی در طول دوران فعالیت سینمایی و تلویزیونی خود همواره محبوبیت خود در میان عموم مخاطبان را حفظ کرده و توانسته است تعادلی درخشان میان نقشهای کمدی و جدی ایجاد کند.
ارجاع فیلمساز به برههای از زندگی خود، ایدهای جذاب برای به تصویر کشیدن برشی از خود زندگی است؛ کاری که محمود کلاری به خوبی در «آدم فروش» انجام داده است.
«بیعاطفه» با تکیه بر روایت غیرخطی، رازهای گذشته و تقابل کامران و بهرام، قصهای پرکشش از عشق، انتقام و کینههای کهنه را پیش میبرد؛ سریالی که آرام، اما حسابشده به سوی نقطه اوج حرکت میکند.
سریال «بیست و یک» با ویران کردن ساختار کلاسیک پلیسی و جایگزینی تعقیب با واکاوی روانی، در زمینه ای از تصاویر واقعگرا، مخاطب را به سفری تاریک برای کشف ریشههای جنون و انتقام میبرد.
«وان پیس» لایواکشنی جسورانه است که با وجود برخی ضعفهای روایی و طراحی لباس، توانسته است با وفاداری به روح رفاقت و رویاپردازی، دنیای فانتزی ایچیرو اودا را برای مخاطبان جوان زنده کند.
«بیست و یک» با روایت چند لایه و بازی منسجم بازیگرانش، تجربهای پرتنش از یک پرونده جنایی را پیش روی مخاطب میگذارد.
فیلم سینمای «همنت» مخاطب را در دنیای شاعرانه خود غرق میکند و تصویری درخشان از سوگ و عشق ارائه میدهد.
کمال تبریزی با سریال «بی عاطفه» حتی در نمایش خانگی نیز تن به تکرار نداده و اثری متفاوت آفریده است و ساختار فرمی آن نسبت به سایر سریالهای دیگر قابل قبولتر است.










