«بیعاطفه» با تکیه بر روایت غیرخطی، رازهای گذشته و تقابل کامران و بهرام، قصهای پرکشش از عشق، انتقام و کینههای کهنه را پیش میبرد؛ سریالی که آرام، اما حسابشده به سوی نقطه اوج حرکت میکند.
نقد
سریال «بیست و یک» با ویران کردن ساختار کلاسیک پلیسی و جایگزینی تعقیب با واکاوی روانی، در زمینه ای از تصاویر واقعگرا، مخاطب را به سفری تاریک برای کشف ریشههای جنون و انتقام میبرد.
«وان پیس» لایواکشنی جسورانه است که با وجود برخی ضعفهای روایی و طراحی لباس، توانسته است با وفاداری به روح رفاقت و رویاپردازی، دنیای فانتزی ایچیرو اودا را برای مخاطبان جوان زنده کند.
«بیست و یک» با روایت چند لایه و بازی منسجم بازیگرانش، تجربهای پرتنش از یک پرونده جنایی را پیش روی مخاطب میگذارد.
فیلم سینمای «همنت» مخاطب را در دنیای شاعرانه خود غرق میکند و تصویری درخشان از سوگ و عشق ارائه میدهد.
کمال تبریزی با سریال «بی عاطفه» حتی در نمایش خانگی نیز تن به تکرار نداده و اثری متفاوت آفریده است و ساختار فرمی آن نسبت به سایر سریالهای دیگر قابل قبولتر است.
«بچه مردم» با تکیه بر قصهای ساده، اما تاثیرگذار، ملودرامی حالخوبکن است که میان تلخی هویت گمشده، عشق، شوخی و امید، تماشاگر را تا پایان با خود همراه میکند.
پنجرهای رو به امید
«دلربا» با میزبانی مهرانه مهینترابی، فراتر از یک تاکشو، آینهای برای بازخوانی عشق به ایران است؛ برنامهای که در روزهای خستگی، با روایتهایی از جنس زندگی، امید را دوباره معنا میکند.
«بی عاطفه» با فلشبکهای حسابشده، تعلیقهای روایی و بازیهای قابلاعتنا، تجربهای متفاوت در درام ایرانی میسازد؛ هرچند برخی گرهها هنوز بیپاسخ ماندهاند و قضاوت نهایی را به آینده میسپارد.
فیلم «پروژه درود بر مریم» را میتوان از نظر فیزیک دقیق و عروسکگردانی تحسین کرد و به دلیل رویکرد بدون تعلیق، شیرینی و امید بیش از حد مورد نقد قرار داد.










